من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

اردی نوشت
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٧
 

ساعت 00:00 بامداد

صدای باز شدن در خونه،پسر را از خلسه ی طولانی در کتاب  روی تخت میکشه بیرون دقیقا مثل کشیده شدن آب یه استخر بزرگ وقتی دریچه هاشو باز میکنی.

والدینش  از خانه ی بستگان برگشته اند.

شیطنت پسر مثل هر دفعه گل میکند خودشو میزنه به خواب،روی کتاب ولو میشه و قیافه ای معصومانه به خودش می گیره که نقشه اش طبیعی تر جلوه کنه.

و اینگونه پسرک نقشه اش می ماسد

مادر وارد اتاق میشود و کلی قربون صدقه ی بچه اش می رود و صدبار خودش را فدای بچه اش میکند (الهی ...)و پتو را تا سینه ی پسرش بالا میشکد و پسر ته دلش قنج میرود از اینکه همه ی این سناریو رو بارها و بارها برای مادرش بازی کرده و همچنان او را مجبور به بازی در این سناریو ی دوست داشتنی کرده و فکر می کند که چقدر ختم روزگار هست

غافل از اینکه این سناریو را سالها پیش مادرش نگاشته است.

همه ی ما عاشق اینیم که یکی پتومونو که از رومون افتاده کنار بکشه رومون یه حس فوق العاده ایه

پ ن:یکی از ماهی های عیدمون هنوز شنا بلده بقیه غرق شدن!!!

پ ن:هر شب به خودت یه نهیب بزن که شاید امشب،دیشب نشود!!! امشبو در یاب.

با محاسبات پیچیده ی من بنده جناب خوش خطه 3.5% دکتر تشریف دارم.کی میشه من 200 درصد بشم خدا میدونه