من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

مقیاس های بی انتها
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
 

یه مقیاس هایی تو دنیا وجود داره که تو فقط تو یه برهه از زندگیت می تونی اونو تجربه کنی.

یکی از اون مقیاس ها هم انگشت ها ودست های ظریف بچگونه اس.

انگشت هایی که وقتی ازشون یه سوالی پرسیده میشه که توش اندازه مطرح میشه جلوی چشامون رژه میرن.

فرضا میپرسیم منو چنتا دوس داری؟ 

انگشتاشو نگاهی میکنه و میگه 4 تا در حالی که داره 5 تا انگشتشو نشون میده و همون 4 تا یه دنیایی داره واسه خودش که از کشف ما آدمای نسبتا بزرگ!!! خارجه.

تو این مقیاس 10،ورژن آخر محسوب میشه و عمرا نمیشه تو دنیای واقعی نشونش داد که چقدره اصلا ملموس نیس که بخوام توصیفش کنم چه برسه نشونش بدم

یه مقیاس دیگه هم تو این جور موارد دارن. اونم اینه که دستشونو تا جایی که میتونن باز میکنن و نشونت میدن اون چیزی که تو مخیلشونه.

پ ن:فیلمی که از کوچولویی ام دارم که ثابت میکنه من بیشتر افراد رو در حد صفر دوس داشتم چشمکزبان

پ ن:آسمون شهر ما از آلودگی نوری و دودی و هزار تا دلیل کوفتی دیگه  یه ستاره معلوم نیس ولی اینجا خوبه وقتی می آی تو جاده و بیابون تازه میفهمی آسمون شب،ستاره ،مهتاب،ناهید و بهرام و ونوس چیه!!!(وای که تو این آسمون شب چه هتلیه همه جمعن الا من)

اومدم شهر شعر و ادب عاشق مهتاباشم از بچگی.با اینکه بیشتر اوقات تا 6 صبح با پسر خاله جان بیداریم یادم میره یه نگاهی به حیات روشن شده با مهتاب بندازم یادم باشه امشب یه نگاهی بکنم.

بنده نامه:خدایا نمی دونم چرا بعضی وقتا یادم میره که 10 تا دوست دارم(به مقیاس بچگی)چشمک