من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

نور
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢
 

لباسامو می پوشم که برم بیرون...چک می کنم که چیزی رو جا نذاشته باشم،نگاهم می چرخه به سمت پنجره که باز نمونده باشه...تو تاریکی هوای بیرون احساس می کنم یکی هی خودشو داره به پنجره می کوبه...جشمامو ریز می کنم که می بینم التماس وار برای داخل پر می زنه...پنجره رو باز می کنم دستم رو می برم بیرون،می گذارم تا هوا کمی دستم رو لمس کند...هوا سرده...میاد داخل...پنجره رو می بندم...چراع را روشن می گذارم...صدای کلید که در قفل می چرخد...