من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

پنج دلار
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٩
 

سارا کوچولو هشت ساله بود که از صحبت های پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض هس و پولی هم برای مداوای آن ندارند.

پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج برادر را بپردازد.

سارا شنید که پدر آهسته به مادر میگوید فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد سارا کوچولو با ناراحتی به اتاقش رفت و از زیر تختش قلک کوچکش را در آورد.

قلک را شکست،سکه ها رو،رو تخت ریخت و آنها رو شمرد.

بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.جلوی پیشخون انتظار کشید تا رارو ساز به او توجه کند.ولی داروساز سرش به مشتریان گرم بود.بالاخره سارا حوصله اش سر رفت و سکه ها رو،رو پشخون ریخت.

داروساز جا خورد و گفت چه میخواهی؟

دخترک جواب داد برادرم خیلی مریض هست،میخوام معجزه بخرم قیمتش چقدر هس؟

داروساز با تعجب پرسید پی بخری عزیزم!!!؟

دخترک توضیح داد، برادر کوچکش یک چزی در سرش رفته و بابام میگوید فقط معجزه میتواند او را نجات دهد، من هم میخواهم معجزه بخرم قیمتش چقدر است؟

داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجزه نمیفروشیم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا، برادرم خیلی مریض است و بابام پول ندارد و این تمام پول من است، من از کجا میتوانم معجزه بخرم؟؟؟؟

مردی که گوشهای ایستاده بود و لباس شیک و مرتبی داشت جلو آمد از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟

دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد و گفت:آه چه جالب!!! فکر میکنم این پول برای خرید معجزه کافی باشه و بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت من میخوام برادر و والدینت را ببینم.فکر کنم معجزه برادرت پیش من باشه........

آن مرد یک فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود فردای آن روز عمل جراحی رو مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت

پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم یک معجزه واقعی بود می خواهم بدانم بابت هزینه عمل چقدر باید پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت:هزینه عمل 5 دلار میشد که قبلا پرداخت شده!!

منبع:?you are yo                   ترجمه:امیرضا خان آرمیون

پ ن:هوا سرده، بیاید هوای همو داشته باشیم.