من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

تصویر می کشم
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٤
 

دست راستی در گوشه ی راست بر لبه ی پنجره دوبند آخر انگشتان اکثرا هستند!

ارتفاعی از سطح زمین به تقریب 15 برابر قد یک انسان معمولی

قدری از تصویر را زمینی در اندشت خالی و بایر،قدری پر سهم

پرچم های متعدد متشکل از سه رنگ سبز سفید و قرمز با ارتفاع کم در دورها کمی تار

و دو پرچم سیاه عذا به ارتفاع تخمینی 25 برابر قد یک انسان معمولی

آسمانی گرفته...تمام ابر...قطرات پخش و پلا و سرگردان باران که نمی دانند باید بیاییند یا که نه

خیابانی به پهنای چهار اتوموبیل معمولی با آسفالتی خیس که دو خط سفید ممتد و گاه منقطع آن را سهمیه می بندند

درختان سمت راست خیابان برعکس سمت مقابل قدیمی تر

سمت راست خیابان پسرکی با قامتی خمیده زباله دانی را هم خمانده!!!  از کمر به پایینش سهم تصویر ما می شود، و یک گونی نیمه پر دود اندود در کنج پاهایی که بر پنجوانش استوار است هنوز

آن سمت خیابان هم که قدری قدمت درختاتش بیش است مردکی با صورتی دود اندود و سیمی در دهانش، روبروی صندوق صدقاتی که در شمشادها کم پدید شده،با چشمانی کاوش گر مدخل صندوق را می پوید...

روبروی سطل زباله ساختمانی...هر طبقه را هم گلخانه ای...و به غیر از یکی ما بقی گلخانه ها را دیشی و ال ان بی ای...

هوایی گرفته و قطراتی که نمی دانند بیایند یا بروند...