من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

زنده ایم هنوز
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

خوب به نام خدا

دارم لواشکی که یکی از بچه ها اورده رو نوش جان میکنم،شام هم که تقریبا 3 ساعت پیش نوشه جان کردیم.

تقریبا از معدود دفع هایی که همینجوری الکی میتایپم،هدفی نیست جز انتقال صدای ملچ مولوچه لواشک دوستمان (که الان خودش نیس و ما حسابی دره دیزی رو باز دیدیم) به سایر دوستان

استاده اومده سره کلاس تو دوساعت یه فصل جنین درس داده،خو آخه با انصاف این فصل رو در حالت عادی دو شبانه روز طول میکشه خوند،مجبوریم جنین عمومی هم که پاس کردیم مجدد مرور کنیم،بالاخره کسبه علم  و دانش نباید که برای نمره باشه،باید ذاتی بجوشه حسه درس خوندن،انقده خوبه تنهایی،جای همه خالی،نصفه کیفه دنیا در سکوته اون نصفه بقیه اشم هنوز کشف نشده چیه(احتمالا باز همون سکوته)

خوب دیگه از کجا بگم؟

آها اصن یه سوژه دارم اساسی،من که شخصا اهل زود رفتن دانشگاه نیستم ولی از اونجایی که خوابگاه و یه سری کارای اداری داشتیم ما کلاسای اوله دانشگاه رو نپیچوندیم،آقا انقدر حال داد به ما این روزای اول که نگو،دوستان خوش آتیه ی ورودی بسی مایه ی بشاشیت ما را فراهم نمودند،یه چیز دیدم تاریخی اصن شخصا همینجا تو تاریخ ثبتش میکنم،آقا ما تو راهرو با جمع صغیری از دوستان ایستاده بودیم که یهو دیدیم یه جمع چهار نفری متشکل از یه پسر و یه دختر و یه آقا و خانم مسن از جلوی چشم ما گذر کردند و آقا شازده کاکل پسرشون را تا دمه در کلاس مشایعت کردند و پس از کلی توصیه های موکد پسره دلبندشان را راهی کلاس و مکتب طب و علم کردند،نمی تونم دقیقا بگم توصیه ها چی بودن ولی تا اونجایی که تونستم لب خونی کنم فک کنم مامانه به کاکل زری اش میگفت:(( وقتی اومدی خونه درساتو ازت میپرسم،نکنه درساتو گوش نکنیا))

کلا از زندگی نا امید شدم،ما چه غریبانه دانشگاه رو شروع کردیم،الان که فک میکنم احساسه بچه ی سره راهی بودن بهم دس میده،احتمالا من پرورشگاهی ام که مامان بابام منو تا دمه در کلاس مشایعت نکردن،هیچ کی منو دوس نداره،خولاصه از تو کلی خورد شدیم که چقدر بی کس هستیم و شبها کسی نیس که از ما درس بپرسد،اصن من یادمه من بچه بودم خودم به خودم دیکته میگفتم تازه دستمو میذاشتم رو لغاته سخت تا اینکه تقلب نکنم،من دچار کمبوده توجه شدم.

یه چن تا ورودی اشتباهی اومدن سر کلاسمون نشستن که با نهایت ادب راهنمایی اشون کردم که سریعا قبل از اینکه کسی دستشون بندازه بزنن به چاک

خولاصه یه حالی میده وقتی ورودی نیستی،واقعا یه ورودی درصد منگ بودنش بالاس،خدا همه رو سال بالایی کنه هر چه زودتر.

پ ن:تنها تسلیم خداوند می شوم تا دستگیرم کند و مرا محکوم به حبس ابد در کنار خودش کند!!!