من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

تجربه های یک دانشجوی بی تجربه
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٤
 

والا خواستم هم اینک که جمع کثیری از دوستان راهی دانشگاه شدن از یه سری مسایل آگاهی داشته باشن و به قول مشهور گلیم خودشونو از آب بیرون بکشن و پاشون از گلیمشون بیرون نزنه

خوب بریم سره اصله مطلب:

1.دانشگاه عینهو یه دهاته کوچک می مانه،شوما حتی تو دستشوییه دانشگاه دستتونو بکنید تو بینی اتون اون ته هم با خبر میشه حتی تو سلف هم سر غذا از این بحث دس بر نمیدارن و مدام از دور با انشگت نشون داده میشید و به عنوانه بچه دماغو شناخته می شید(منظوره کلی ام اینه که اولا دستتو تو دماغت نکن،دوما هم تو بگی ف بچه های دانشگاه اجمعین لغت نامه میارن جلو که این ف تو رو هزار و یک جور تفسیر و تحلیل کنن)

2.پشت سر کسی ابدا حرف نزن،چون کلاغ تو دانشگاه بسیاره،اصن شبشون روز نمیشه خبرچینی نکنن،حالا از ما گفتن بود

3.یکی از بزرگترین تجربه هامه ولی چون از خطه قرمز رد میشیم بهتون نمی گم،خودتون یه روزی به این نتیجه خواهید رسید،فقط بگم این تجربه راجع به پر رفت و آمد ترین جای دانشگاهه.

4.مواظب باشید وقتی که سرتونو میندازید میرید دستشویی،قبلا چشمای خمارتونو اپسیلونی باز کنید تا اگه احیانا جنسیت شوما با دستشویی مذکور مغایر بود،اقداماته لازم رو جهت تغییر مسیر انجام دهید و الا مطمئنا با تصاویر جالبی رو به رو نخواهید شد

5.عقایده تو مالهخودته و عقاید دوستت مال خودش،الکی تحته تاثیر عقایده کسی قرار نگیر مگر اینکه با استدلاله منطقی قانع شدی،عقایدت هم لازم نیس بهکسی تحمیل کنی،اگه دیدی طرف زیره بار نمیره،بی خیالش شو(اگه خیلی حرصت گرفته بود و از دستش کفری بودی نصفه شبی برو پا متکا خفش کن )

6.با کسی درگیری فیزیکی نداشته باش،بذار هر کاری دوس داره بکنه،یه جمله ای هست که تا اون اواخره آدمو میسوزونه،بهش بگو اصلا فرهنگت با من نمیخوره که حتی جوابتو بدم(دیگه اینو که بگی طرف هم تو خودش و هم جلوی اطرافیانش خورد و خاکشیر میشه)

7.خاله زنک بازی در نیار،اگه تو جمعی هم بودی که دارن پشته سره جنسه مخالفت حرف میزنن،نه نظری بده نه حرفی بزن،متاسفانه جمعه دانشگاههای ما جوریه که زور برای هر کسی اسم در میارن و بهت برچسب می چسبونن که فلانی فلانی رو میخواد و از این جور حرفهای مبتذله سطحه پایین،اون جمع رو یا ترک کن،یا کر شو همین

8.تو دانشگاه عقیدت خیلی تغییر میکنه فک کنم قبلا اینو گفتم ولی بازم میگم ساله اوله دانشگاه بزرگترین تجربه ی زندگی میتونه باشه با یه سیر صعودی و یه شیبه تند تو همینجور داری دچار تغییرات روحی فکری اعتقادی میشی،سعی کن تغییراته خودتو کنترل کنی و مثبت تغییر کنی،برای من شخصا خیلی از ملاکهام ویرون شدن و خیلی چیزای دیگه جایگزین شدن

9.از کسی توقع نداشته باش،حتی اگر بهش خوبی کردی،اگه میخوای برای کسی کاری انجام بدی که بعدا منت بذاری سرش یا ازش توقع داشته باشی اون کار بخوره تو سر من!!!نمی خوادانجام بدی اون کار رو،

10.با همه رو بازی کن ادا اطوار هم در نیار که مثلا من وضع مالی ام چینینه و چنانه ما ساکنه فلان شهریم و اون ساکنه فلان دهاته لبه مرز،خودخواهی و خود پسندی چیزی جز بایکوت شدن را در پی نخواهد داشت،نمی شه با همه خاکی باشی چون به قوله معروف بعضیا پتانسیله آسفالت کردنه جاده خاکی رو دارن،در کل سعی کن خودمونی باشی،با همه بجوشی،با همه قومیتی بسازی و تبعیضه قومیتی نذاری که من الم اون بله و اون یکی جیمبله

11.اختلاقات دینی رو زیره ذره بین بزرگ نکنید،اگه طرف شریعتش با شوما نمیخونه،سعی نکنید یه راس دینه طرف رو ببرید زیره سوال که آقا شیعه فلانه یا سنی چجوره.از این دست بحثها خواهشا نکنید که یکی این وسط کم میاره میزنه دیگری رو نفله میکنه،به دینه هم و اعتقاداته طرف احترام بذارید،ما حتی روی جا نمازی هم نماز میخوندیم،بعضا پشت سر هم یا در کنار هم نیز بودیم،ما مرشد نیستیم که بخوایم چیزی رو ترویج کنیم این کار متخصص داره و شوما بهتره درستو بخونی

12.توکارای کسی سرک نکش،فضولی عاقبت نداره،قرار نیس سرویس جاسوسی سیا کار کنیریا،قراره تو دانشگاه خیلی از فرهنگا و عادت های غلطمون تصحیح بشه،فضولها هم باید یه کم به خودشون نهیب بزنن که شانشون بالاتر از این کاراس.

13.ما یه غلطی کردیم یه تحقیق برداشتیم با یکی از خانومها،اصلا وا ویلا،شبا کابوس میدیدم،آقا سعی کن ترمه اول یا تحقیق تنهایی برداری یا آدمتو بشناسی که باهاش تحقیق بر میداری ترجیحا هم جنس باشین بهتره این نظره شخصیمه

14.سرکلاس اندیشه خوراکه خوابه،بذار استاد و دانشجو بزنن تو سر و کله ی هم اگه نخوابی ضرر کردی چون استاد عمرا نمیتونه جوابه یه گله دانشجو رو بده و صد در صد کم میاره و اونجاس که حتی به وجوده بندهای کفشهای دوران بچگیت هم مشکوک میشی

15.بعدش دیگه دلم براتون بگه آهااااا اگه یه جزوه بین یه دختر و پسر رد و بدل بشه دیگه کار تمومه انگاری سند این دوتارو زدن به نامه هم،سعی کن تو چشم نباشی تو اینجور مواقع.

16.اوه اوه اصلا اصله کاری ایناس،اوصولا دانشگاه اصطلاحاته خاصه خودشو داره،با دبیرستان قاطی نکینین که خیلی بد میشه،انقدر تو ذهنتون این واژه ها یی رو که میگم تکرار کنید تا یه موقع سوتی ندید تو دانشگاه،کلمه استاد خیلی مهمه اوایل اکثرا به جای استاد میگن معلم اصلا این فاجعه ایه سوژه میشی در حده بالا،بعدیش کلاساس مثلا نگید زنگه دوم چی داریم که خیلی سه اس.بگید ساعت دوم چی دارم،حالا بقیه ی واژه ها رو بعدا باهاشون آشنا میشید

دیگه چقدر تجربه بگویم اگر بیشتر خواهید مشتی زر دهید مرا تا شوما را بیشتر گویم زین تحفه ها

پ ن:یه صابونم نداریم بزنیم به این دله لا مصب،بابا دلمون چرک کرد از بس صابون نزدیمش،خولاصه همسایه ها یاری کنید تا ما دلداری(دل داری) کنیم.خوش خطه

بعدا نوشت:توصیه ی اکیدم به دانشجوهای رشته های علوم پزشکی خوندن کتاب Medical Terminology هست حالا اگه زبانتون خوبه همون وگرنه ترجمه اش هم عالیه،کسی که بخونه مطمئنا ضرر که نکرده هیچی،سر کلاس قریب به 80% لغات تخصصی تسلط داره،خیلی مفید است،کسی نبود به ما بگه من به شوما میگم نگی نگفتی،بهترین توصیه ی درسی ام همین است و لا غیر...


 
 
از چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟انتظار داری چی از ذهنه من درآد؟
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٤
 

نوار یا سی دی یا دی ویدی یا فلاش یا هر کوفت و زهر مار دیگه ی زندگیمونو گذاشتیم رو دور ریپیت و همینجور واسه خودش تکرار میشه

جلو عقب،بالا پایین،چپ و راست زندگی رو فوته آب شدیم دیگه جهت ها هم تکراری شدن راهی نیس که رفتنش روح آدمو جلا بده و اون راه شده کیمیا،هرچند باز وجود این راه هم یه تخیله رویاییه.

پسورد اکانت بندگی امون هم اکسپایر شده و نمی دونیم چه کنیم؟دیگه حجمی هم تو همون حافظه ی کوفتی ما نمونده که بخوایم چیزی سرچ یا دانلود کنیم بلکه با خدامون آپدیت باشیم

هی زندگی،یه کم که چه عرض کنم به مقیاس های بالا تکراری شدی شاید گونی گونی باید گذشته ها رو دیلیت کنیم تا بلکه فرجی بشه و تک تکه سلولهامون شنگولییت خودشونو احیا کنن.

دغدغهامون هم با کسی نمی خونه که بریم یه کم باهاش شریک بشیم بلکه تونستیم یه جا اوننارو به یه مشتری هالو غالب کنیم،شایدم اصن دغدغه ای در کار نباشه،بی خیالی محض باشه،البت اگه بی خیالی هم باشه تو این دور و زمونه کم براش دست و پا نمی شکنن.

واژه های خوشگل و ناب اون ته ذهنمون تل انبار شده و یکی نیست که اونارو از این ذهنه بیکار طلب کنه،بابا این واژه ها یه روزی ریخته شدن تو این هاردمون که ازش استفاده کنیم چرا باید اون کنج تو اون اعماقه بد مسیره ذهنمون خاک بخورن،همین این چیزاس که باعث میشه آدم از تو خاک بخوره و پوک بشه دیگه.

خو یکی بیاد این امتیازه کاربریه مارو لغو کنه دیگه ما که بهینه نمی سوزونیم،فرسوده شدیم باید بریم خودمونو با یه کیسه مناسب تاق بزنیم یه چیزی هم سر بدیم.

وای وای وای خش دار هم شدیم دیگه بالا نمی ایم،شوما خبر ندارید یه چیزی اختراع شده باشه که خشه سی دی های قدیمی رو ببره،جای سوچورهای بد خیم رو رام کنه و بکندشون خوش خیم ها؟با این اوضاع فک نکنم تو سیستم هیچ احد الناسی بالا بیام،خوب مسلما وقتی بالا نیایم راهی جز پایین اومدن نیس خو باید همی پایین بیام هم کوتاه،یواش یواش باید منتظر باشیم تا بندازنمون دور،واویلا داره واقعا.

هی(سوزناکه این هی آ)احساس میکنی بالای دنیا بودی و تهشو دیدی؟و وقتی که الان پایین کشیده شدی،چون میدونی اون ته تهاش خبری نیس،سگ دو زدن رو با چارنعل یورتمه رفتن افتراقی نمیذاری مثه اینکه آنفولانزای خوکی رو کسی با سرماخوردگی ساده افتراق نمیذاره،چون میدونی تهش کجاس زیاد دربند نیستی تجریشی

و باز هم دنیا رو واسه خودت کوچیک میکنی از زوم بودن روش میای بیرون،کوچیکش میکنی و به همه ی آدمها که از مورچه ها کوچتر شدن تو نگاهت،یه لبخنده ملیحی میزنی و میگی آرومتر......فصل سرمایی در کار نیس که تو اینجوری داری خودتو تو این گرما میکشی،و همه رو ملامت میکنی و فک میکنی خودت خیلی آره

زیاد جدی نگیرید اونایی که جدی گرفتن الان جایی واسه شوخی نذاشتن و کارشون به جاهای باریک کشیده کسی هم نبوده که هوس کنه واسه این آدما جاده ی زندگیشونو گله گشاد کنه،هر وقت کاری کنی که کارت به جاهای باریک بکشه،فشار بیشتری بهت میاد ما از رگ الهام گرفتیم که اگه وازوکنستریکسیون رو به خودت القا کنی بیشتر بهت فشار میاد،و از اونجایی که تو این دور و زمونه کسی برای کسی نوشابه باز نمیکنه،مسلما جدا ی تنگ تو رو هم زحمت نمیده چند بانده کنه

پ ن:don't worry life is this is and death is that،law of this world absolutly is clear


 
 
 
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤
 

وقتی بر مرکب خوش رکاب دوست سواریم و به اصطلاح دور دور می کنیم با صدای ناموزون داخل ماشین از بیرون غافل میشم،یه نگاهی به دور و بر میکنم و میفهمم که نه،نه عزیزه من دنیا به تو محدود نمیشه،دور و بر تو خودت میسازی،شعاع خودتو خودت تعیین میکنی که تا کجا باشی،فقط ماله خودت باشی یا تا دیگران هم شعاعت ادامه داشته باشه،مصداق واقعی داره این موضوع بعضی وقتا انقدر موسیقی درونمونو volume میدیم که صدای اطرافیانمو نمی شنویم،خواسته هاشونو نمی بینیم،با ماشین به دودخونه ی شهر میریم فرحزاد،جایی که خیلی بالا و پایین شهر قاطی شده،حرکتی نداریم،به دست کسی که داره گردو پوس میکنه با تبحر نگاه میکنم،خیره اشم که متوجه من میشه،بهقیافه اش نگاه میکنم جوونیه 25 ساله،لبخندی به هم تحویل می دیم،لبه من خنده ای معنی دار دارد اما از چنش لب اون متوجه چیزی نمی شم،شاید زهر خند است شاید هم یه مشت مهربانیه بی غرض یک مهربونی از جنس هم نوع بودن،شایدم یک نوع ...

در اثنای لبخندم به این فکر میکنم که چقدر باید با چاقوش بزنه تو سر گردو ها تا بتونه این ماشینو بخره،سر چنتا گردو رو باید بشکافه از الان تا آخره عمرش که به رفاه برسه،اصلا تعریف رفاه واسه این نوع مردم چیه؟چرا یکی باید با پدر 50 ساله اش پشت موتور سیکلته پیزوری بشینن،بعد یه جوون با نصفه سنش پشت ماشینی که شاید تموم زندگیه اون مرد نشه،اصن این اختلافا از کجا شروع شد؟از زرنگ بازی یا لیاقت؟چرا بعضی چیزا با هم قاطی میشن؟مرز بین حق و باطل کجاست؟یکی که سر گردو رو میشکافه تقاوتش با کسی که سر مردم رو میشکافه از کجا شروع شد؟اگه محیطشون جا به جا میشد جاهاشون هم...؟

و تنها چیزی که من همیشه تو ماشین رفیق شفیقم بهش فکر میکنم اینه که تفاوت این رفیق ما با فلان حمال که حمالی رو از باباش به ارث برده چیه؟خدایا این ارثیه تا چن نسل دست به دست میشه؟تحولش کجاس؟من کجای این اختلافاتم؟نکنه دغدغه هام با یه جواب الکی توجیه بشن،نمی دونم نمی خوام بگم که بعضی وقتا به چه چیزا شک میکنم نمی خوام کسی رو نسبت به اعتقاداتش سست کنم،ترازوی عدلت که هیچ وقت سبک سنگین نمیشه ولی یا به ما چشم دیدن بده که میزانتو همونجور که کارش درسته ببینیم یا اینکه این چشم ناقصمونو ازمون بگیر که به کار تو فضولی نکنیم

پ ن:افراط در هر چیزی حتی شادی و خوش زیان دارد و دیوانگی است  سینوهه