من دکترم!!!

خداوندا:دست خطی بد به به من عطا فرما تا دکتر خوبی شوم از طرف یه دانشجوی پزشکی ظاهرا !خوش خط!

بیش فعالی!!!
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
 

سلام...

کلا اگه ایران نبود یاهو میخواست چی بذاره تو سایتش.

نمیدونم شایدم اتفاقی باشه ولی هر دقعه که یاهو رو باز میکنم نمیشه راجع به ایران اظهار فضل نکرده باشه.

از قضیه ی فوتبالی و سینمایی و سیاسی و تروریسم و اجتماعی و همه و همه میگه

مثل اینکه کلا رو ایران زوم کرده،شایدم ملت ما در زمینه ی خبرسازی یه کم بیش فعالن!!!


 
 
دوست بد!!!
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
 

زندگی را دوست می دارم

مرگ را دشمن

وای!اما با که باید گفت این/من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن؟!

م.امید


 
 
مشترک گرامی و فیلترینگ!!!
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
 

 مشترک گرامی
بار اول : مشترک گرامی ، دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد .
بار دوم : مشترک محترم ، ورود به این سایت برای شما ممنوع م یباشد .
بار سوم : مشترک عزیز ، وارد شدن به این سایت عواقب وخیمی در پی
دارد .
ب ار چهارم : جناب مشترک ، عمراً نمی توانی وارد این سایت بشوی .
بار پنجم : بابا مشترک ، برای چندمین بار می گویم ، حق نداری وارد این
سایت بشوی .
بار ششم : آهای مشترک ، خیلی پر رو شدی ، این برای آخرین باره که
به تو تذکر می دهم .
بار هفتم : هوی مشترک ، حرف آدمیزاد حالیت نمی شود، مثل اینکه با
شماها باید به زبان دیگه ای حرف زد .
بار هشتم : مشترک ورپریده ، بابا جون مادرت این قدر زور نزن ، اعصاب
معصاب واسمون نذاشتی .
بار نهم بعد از استفاده از یک فیلتر شکن :
مشترک بی کار ، ما خودمون زغال فروشیم ، ما رو نمی تونی سیاه کنی .
بار دهم بعد از استفاده از یک فیلتر شکن دیگر :
مشترک فلان فلان شده ، این حقه ها دیگه قدیمی شده .
بار یازدهم بعد از استفاده از یک فیلتر شکن قویتر:مشترک پررو ، خیال کردی خودت فقط پررویی ، ما پررو تر از این حرفا
هستیم .
بار دوازدهم بعد از استفاده از یک فیلتر شکن خفن :
مشترک [ بیییی یب ] ، پدر [ بیییی یب ] ، مادر [ بییی ییب ] ...
مشترک در حال غُر زدن:«ای بابا این پیغام های عجیب و غریب
چیه هی میده ، آخه من نمی دونم سایت سازمان سنجش رو دیگه چرا فیلتر
 ... کردن ؟ !! بذار یه بار دیگه چک کنم شاید اشتباهی فیلتر شده باشه»
بار سیزدهم : مشترک گرامی ، این سایت به اشتباه فیلتر شده ، ما
خودمون دنبال فیلتر شکن هستیم تا بازش کنیم ، ولی هنوز گیر نیاوردیم !!

به نقل از کتاب گوسفندها به بهشت نمی روند!!!


 
 
سلطان جاده ها1(لطفا خزعبلات مرا نخوانید 1)
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥
 

مشاهده یادداشت خصوصی


 
 
شلم شوربای ذهن من
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
 

طبق معمول سلام الکم...

خسته و کوفته چشمان هنگ کرده ام بر روی خزعبلاطی!!! که توی کتاب نوشته را نرمش میدهم.

اصطلاحاتی که حتی نمیتونی تلفظشون کنی چه برسه به اینکه معنی شو بفهمی یه یه ساعتی تو بهر کتابی رادیو هم رو بلندگو می باشد.دست چپ رو موبایل برای سرچ معانی لغات غیرقابل فهم و درک رشته ی بی سر و ته پزشکی و دست راست لای کتاب دیکشنری پزشکی.

ساعت رو نگاه میکنی و تازه میفهمی چه خاکی بر سرت شده آری برنامه انتقادی(نبض) شبکه 6 که شبهای جمعه پخش می کردندی و بسی آدم از برای هم در حوزه سلامت شاخ و شونه کشیدندی و این به اون گفتندی تو نمیفهمی و اون به این میگه که خودت نفهمی و از این جور جفنگیات رو از دست دادم.

تا ساعت دو و نیم میخوانیم و انگار نه انگار که تازه از سفر قندهار(شیراز) برگشته ایم.

به رختخواب میرویم به رختخوابی که دو هفته اس در حسرت آغوش من بینوا در سرگردانیه مطلق به سر میبرد.

و داستان همیشگی من تکرار میشود و خورشید همچنان از شرق طلوع خواهد کرد.

پ ن:فک کنم فقط خودم فهمیدم چی گفنم

پ ن2:هر بی نهایتی محدود است چون در محدوده ی خدا محصور است و خدا همواره در محدوده ی دل ما گشت ارشاد!!! دارد.پس الکی سعی نکن بینهایت باشی چون گشت ارشاد بهت گیر میده.(ابر جمله ای گفتما)

چشمک


 
 
مقیاس های بی انتها
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٥
 

یه مقیاس هایی تو دنیا وجود داره که تو فقط تو یه برهه از زندگیت می تونی اونو تجربه کنی.

یکی از اون مقیاس ها هم انگشت ها ودست های ظریف بچگونه اس.

انگشت هایی که وقتی ازشون یه سوالی پرسیده میشه که توش اندازه مطرح میشه جلوی چشامون رژه میرن.

فرضا میپرسیم منو چنتا دوس داری؟ 

انگشتاشو نگاهی میکنه و میگه 4 تا در حالی که داره 5 تا انگشتشو نشون میده و همون 4 تا یه دنیایی داره واسه خودش که از کشف ما آدمای نسبتا بزرگ!!! خارجه.

تو این مقیاس 10،ورژن آخر محسوب میشه و عمرا نمیشه تو دنیای واقعی نشونش داد که چقدره اصلا ملموس نیس که بخوام توصیفش کنم چه برسه نشونش بدم

یه مقیاس دیگه هم تو این جور موارد دارن. اونم اینه که دستشونو تا جایی که میتونن باز میکنن و نشونت میدن اون چیزی که تو مخیلشونه.

پ ن:فیلمی که از کوچولویی ام دارم که ثابت میکنه من بیشتر افراد رو در حد صفر دوس داشتم چشمکزبان

پ ن:آسمون شهر ما از آلودگی نوری و دودی و هزار تا دلیل کوفتی دیگه  یه ستاره معلوم نیس ولی اینجا خوبه وقتی می آی تو جاده و بیابون تازه میفهمی آسمون شب،ستاره ،مهتاب،ناهید و بهرام و ونوس چیه!!!(وای که تو این آسمون شب چه هتلیه همه جمعن الا من)

اومدم شهر شعر و ادب عاشق مهتاباشم از بچگی.با اینکه بیشتر اوقات تا 6 صبح با پسر خاله جان بیداریم یادم میره یه نگاهی به حیات روشن شده با مهتاب بندازم یادم باشه امشب یه نگاهی بکنم.

بنده نامه:خدایا نمی دونم چرا بعضی وقتا یادم میره که 10 تا دوست دارم(به مقیاس بچگی)چشمک


 
 
 
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸
 

به او

سلام الکم

گرفتاریهایی داریم ماها.

1.گوشیمو دادم رفیقم بره باهاش نت کاراشو بکنه فرداش اومده بهم داده میبینم یه علامتهای خفنی بالای گوشی داره خودنمایی میکنه.

میگم داداش دایورت کردی؟

میگه نه؟

عصبانی میشم خون خونمو میخوره

خلاصه خاموش روشن میکنم.میبینم زده inactive sim.جوش میارم در حد تبخیر.

حالا یه عکس از دبتانش اوورده که یاد قدیم کنیم.منم قاطی اون به عکس اشاره میکنه و منم الکی میخندم که بهش بر نخوره.از رفتارش فهمیدم که میخواد بریم بیرون چرخی بزنیم ولی من اونقد قاطی ام که اگه 1 دقیقه دیگه پیشش باشم اونو به نیستی گره میزنم.

میام بالا زنگ میزنم به اپراتور با عصبانیت و طلب کاری میگم مگه قرار نبود تا 14ام واسه قبضا مهلت بدین.الان قضیه اینجوریه من چی کار کنم.

اپراتور شماررو میپرسه.میگم بهش.دوباره میپرسه سیم کارت دیگه ای هم به نام صاحب خطه؟میگم آره.

بعد یه اصطلاح خفن میزنه که من از توش فقط کلمه انتقالو میفهمم.عصبانی تر میپرسم خوب این یعنی چی؟

میگه یعنی اینکه یه سیم کارت دیگتون شتیلشو نپرداختی اینو هم به خاطر اون قطع کردیم

آب سگ روی سر من میریزه و من گوشیو قطع میکنم. و عصبانی تر به مامانم دادوبیداد میکنم که چرا همچین داداشایی دارم که قبض نجومیشون حتی یقه منه بیگناه رو هم میگیره

2.داداش کوچیکه فلش رفیقشو اوورده میگه آهنگای توپو بریز توش میخوایم بزاریم تو ماشین صفا کنیم

فلشو میزنم تو کامپیوتر میبینم پره.میرم چندتایی شونو پاک کنم میبینم یه اسمهای عجیبی رو  پوشه ها وجود داره.

شاهنامه.علی شریعتی.الف سایه.غلامحسین ساعدی،مثنوی و هزار نا آثار و نوسنده ی ادبیه دیگه.با تعجب میرم تو پوشه ها میبینیم کتابهای صوتیه.

هنوز در عجبم این فرهنگ غنی در فلش اراذلی چون برادر و دوستان از خود اراذل تر چه میکرد.هنوز شکه تشریف دارم.

پ ن1:این نوشته ها برگرفته از بدبختیهای من اند

پ ن2:مجددا شمارا ارشاد میکنم که برید درستونو بخورید ببخشید بزنید شمرمنده بخونید.

پ ن3:معلوم نیس موبایلم کی ردیف بشه الانم سیم کارته خالمو خفت کردم اومدم نت پس علی الحساب نت تعتیله(غ)

19


 
 
زندگی شاید!!!
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥
 

زندگی شاید همین سلام های بی جواب من باشد

شایدم رفتن بی خبر از سحر باشد

زندگی شاید دستان آن خاک بود

که سیب گاز زده ی فروغ را کماکان در آغوش دارد

زندگی شاید زیر خروار ها خاک بود در بم!!!شاید

زندگی شاید اصلا بخارهای شیشه ای بود

که لب غنچه ی دستانت آن را پر پر کرد

شاید زندگی را باید در گور جست

در وجود موری که از من زنده است

زندگی شاید در کینه ی قابیل بود

شایدم در عروج هابیل خود را مینمود

توبه ی شیطان نیز شاید زندگی را در بر باشد

به عبارت دیگر شاید اختلاس از رحم(خدا)باشد

زندگی شاید،شاید این جمعه بیایدهایمان باشد شاید!!!

زندگی احتمالاً !! از این شایدها بسیار دارد

لیک،قطعاً در زندگی هیچ  بایدی راه ندارد

پ ن:بیرید امتحاناتونو بخونید بابا انقد نت نیایدیول.

پ ن2:ایرانی شناسی:وقتی داری تو خیابون راه میری و میخوای بری تو صف نون(یا عابر بانک) و احساس میکنی شخصی که از یه طرف دیگه داره میاد که بره تو صف وایسه و ممکنه از تو زوددتر برسه به صف، در اون لحظه(دقت کنید فقط در اون لحظه) حاضری یه تریلی 18! چرخ بیاد و اونو له کنه تا نکنه تو دیرتر به صف برسی و 2 دقیقه بیشتر الاف بشی.(واقعیتیست محض الکی انکار نکن)

پ ن3:دنبال نظر دادن نگرد.مگه نگفتم برو درستو بخونچشمک.

طاقت بیار طاقت بیار تو این روزای انتظار

طاقت بیار طاقت بیار تو سردیه شبای تار


 


 
 
و شاید نیز معتاد شویم!!!
نویسنده : خوش خطه!!! - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳
 

به هو

سلام الکم!

احتمالا شنیدید بچه های دارو(داروسازی) یه نمه تو فضا سر میکنن تازه دارم میفهمم قضیه چیه

یه ماهی میشه یه کتابی میخونم راجع به دوپینگه.توش انواع و اقسامه مواد نیروزا رو نوشته.

جالب اینکه موادی مثل کافئین و مواد مخدری مثل شیشه و کراک و کوکائین هم جزو مواد نیروزا محسوب میشوند.

گفته اگه یه ورزشکار تو یه روز ده تا لیوان چایی بخوره ممکنه آزمایش دوپینگش + بشه فک کن.

بد نیس بدونید ارتش آلمان به پارتیزانای خودش تو جنگ جهانی دوم شیشه میدادن البته اسم علمیش آمفتامینه.چون باعث میشه توان بدن بره بالا و یه کم آدمو خشن میکنه و کلا یه کاری میکنه که وقتی مثلا تیر خوردی درد کمی احساس کنی یا اینکه مسافت زیادی رو مثل اسب بدویی بدون خستگی.

نمی دونم از چیه این کتاب بگم.

هدف اصلیه این کتاب که آگاهی از سوء مصرف مواد نیروزاست بر عکس عمل کرده.

انقدر از این مواد خوبی گفته که حیفم میاد لااقل یه بار امتحانش نکنم.

حالاتی که مصرف این مواد به آدم میده قشنگ توصیف کرده در عوضش دو تا عوارض الکی رو واسه این مواد نوشته.

به بچه های دارو حق میدم که حتی از کهکشان راه شیری اونور تر رو هم بپیمایند

پ ن:چرا باید کتابای محرک نوشته که منو هوایی کنن؟

پ ن:اگه بخوام برم فضا قول از مریخ اونورتر نرمزبان

پ ن:تو دنیای اونی اما به دنیا اعتمادی نیس!!!پس به تو اعتمادی نیس...ابرو

پ ن:عین بچه های اول دبستانی که میمیرن واسه مدرسه دارم میمیرم واسه یونی.پس کی این یه ماه تموم میشه؟؟آه اه اه لعنتی.خیلی عصبانیما،برم آمفتامین بزنم اعصابم آرومتر بشهزبان